على محمدى خراسانى
85
شرح رسائل (فارسى)
( اشكال هشتم ) دو مقدّمه : 1 - الفاظ و كلمات براى معانى واقعيه و نفس الأمرية وضع شدهاند نه براى معانى معلومه با قيد علم يعنى واضح حين الوضع اصل معنا و ماهيت را مدّ نظر قرار داده و لفظ را براى آن وضع كرده بدون اينكه علم يا جهل سامع در آن دخالتى داشته باشد مثلا انسان را براى حيوان ناطق وضع نموده و علم در آن دخيل نيست آنگاه اين الفاظ با همين معانى واقعيهء خودشان در لسان شرع مقدس موضوع واقع شده براى احكام يعنى شارع فرموده : الخمر حرام كه حكم را روى خمريت برده و نفرموده الخمر المقطوع حرام و هكذا . . . . 2 - در معناى فاسق اقوالى است : مشهور مىگويند : فاسق عبارتست از كسى كه گناهان كبيره را مرتكب مىشود مثلا شرب خمر مىكند و . . . . . خود اينها دو دستهاند ، الف : جمعى برآنند كه هر گناهى كبيره است و هر كبيرهاى موجب فسق است پس هر گناهى موجب فسق است . ب : و بيشتر فقهاء نظرشان بر اينست كه گناهان دو دستهاند : 1 - كبيره 2 - صغيره بنابراين برخى از گناهان موجب فسق است كه ارتكاب كبائر باشد نه همهء آنها . در برابر مشهور جمعى مىگويند : فاسق عبارتست از هركسى كه از طاعت الهى خارج و به معصيت الهى داخل گردد چه مرتكب كبائر و چه صغائر حال اشكال هشتم بر اين اساس است . با حفظ اين دو مقدمه مىگوئيم : منطوق آيه اينست كه : اگر فاسق خبرى آورد تبين واجب است اوّلا به حكم مقدّمه اول مراد از فاسق ، فاسق